هستم
سر باز چشم های توام
پیاده رو می شوند زیر پای من همان چهار راه چهار زمانه رخت خواب بغض انار می ترکد آسمان مثل پیراهنت صورتی می شود آبرویش را می خرم زمین را خیس باران می کنم باران و بهار بهانه اي براي نوروزي ترين لحظه ها ستاره ها از پلك هاي تو مي گذرند بوسه ماهي ها در هر تنفس بر اشك هاي توست خسته از جاده هاي كه در انتظار من اند تمام كوچه هارا حادثه مي بينم ....... مي آيم به سمتِ ............. دارا و سار و به جای پول در آوردن به کتاب ها دو باره تمام بابا ها نان دادند از همان ابتدا احمقانه فکر کردم که بهار بی تو می آید
| Design By : Night Melody |


