هستم
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست گاهی بهانه ایست که قربانیت کنند
تازه تو را فهمیدم فهمیدم که نهایتی در من هر روز دوستانم دستم را می گیرند تا فراموش کنم تنهایم را اما باز می دانم بعد از تو هر کاری کنم تنهایم نگاه کن دیگر ماه را نخواهم دید هر وقت آسمان با دلم ساز شود و ببارد به یادت خواهم افتاد هوای من من بی تو جبه ای هستم که هیچ شباهتی به خودم ندارم می خواهم از تو بنویسم اما اما اسمت که می آید دستم می لرزد و من بین زندگی و دلدادگی خودم را انتخاب می کنم هوای من تو رو دوس دارم مثه عطر شکوفه های سیب تو رو دوس دارم عجیب تو رو دوس دارم زیاد چطور پس دلت میاد منو تنهام بذاری تو رو دوس دارم مثه لحظه خواب ستاره ها تو رو دوس دارم مثه حس غروب دوباره ها تو رو دوس دارم عجیب تو رو دوس دارم زیاد نگو پس دلت میاد منو تنهام بذاری توی آخرین وداع وقتی دورم از همه چه صبورم ای خدا دیگه وقته رفتنه تو رو می سپارم به عشق بروو با ستاره ها برو سمت سرنوشت تو رو دوس دارم مثه حس دوباره تولدتت تو رو دوس دارم وقتی می گذری همیشه از خودتت تو رو دوس دارم مثه خواب خوب بچگی بغلت می گیرمو می رم به سادگی تو و دوس دارم مثه دلتنگی های وقت سفر تو رو دوس دارم مثه حس لطیف وقت سحر مثه کودکی تو رو بغلت می گیرمو این دل غریبمو با تو می سپارم به ... سالهاست دل من در لباس های مختلف قرار می گیرد روزی نامم را مجنون می گذارند و روز دیگر فرهاد داستان می شوم تکرار می شوم در سیاوش و آرش و این روزها باز مرا به عشق شما می شناسند بانو بانو درست است قصه همان است که بوده قصه قدیمی هر روزگار که درست از بهشت آغاز شد از همان روزها که حوا مرا بی دلیل بوسید و من عاشقش شدم بانو این گونه نگاهم نکن من سالهاست که به عشق شما می نازم و این روز ها باید بین زندگی و دلدادگی انتخاب کنم خودت چه فکر می کنی؟ من کدام را انتخاب می کنم؟
| Design By : Night Melody |

