تبليغاتX
هستم























هستم

سر باز چشم های توام

گلایه ای نکنی

بغض خویش را بخوری

که هق هق تو مبادا به گوششان برسد

نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 19:37 توسط علی|

های پریشانی

من را تا کجا می بری؟

حرف هایم تکراری می شود

 

ترانه ها و بازی کلمات

"گریمون هیچ خندمون هیچ

باخته و برندمون هیچ

تنها آغوش تو مونده غیر از اون هیچ"

و من میان دست های تو زندگانی می کنم

گاهی تکرار واژه ها هم زیاد بد نیست

دوباره از نو می نویسم

داستانی را که تو می خواهی و می خوانی

و عشق آخرین همسفر من

تنها آغوش تو مونده غیر از اون هیچ

نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 21:10 توسط علی| |

تمام درد های جهان به جان من

تو درد نکش

تمام غصه های جهان به نام من

 تو صورتت اشک را نبیند

من به چه درد می خورم پس

که تو درد بکشی و من زنده باشم

های

های روزگار بی تو

تنم را خاک رهت می کنم کاش قابلش باشد

و من

داستان من

 و داد ستان من

سلام

 

نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 17:45 توسط علی| |

میان تمام این غریبه ها با تو احساس اشنایی میکنم

دلم با من کنار نمی اید

روزهای زیادی است دلم هوای فضای امن چشم هایت را کرده اما ...

انگار گمشده ای میان گنبدی که به سمتش تعظیم می کنیم

انگار دور میشوم از تو وقتی میبینم تو در دل من قصر داری و من به تکه اهنی دست می اویزم

تو اینجا غریب هستی و من غریبه

به کرشمه ای از سر احسان دل خوش دارد این غریبه که فقط با تو احساس اشنایی میکند

میلادت مبارک که غریب بودن سر اغاز اشنائیست

نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 18:23 توسط علی| |

بخواهم از تو بگذرم من با یادت چه کار کنم

حالا تو را از یاد بردم با خاطراتت بگو هوای من چه کار می شود کرد

حتی از یاد بردم تو و خاطراتت را بگو من با دلم چه کار کنم

با این دلی که خانه خراب توست

هر شب خواب چشم هایت را می بینم

نمی دانم خودم را به غریبی میزنم یا واقعا غریبم

اما خوب می دانم تو غریبان را دوست داری

هوای من

بی کسی دنیای دارد و برای من عادت شده

من علی هستم علی کوچک تو

حق با توست همیشه حق با توست

اما دلم ...

های دلم را...

های دلم را...

چه قدر زیر باران عاشقم

اینجا باران می آید

نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 18:42 توسط علی| |

Design By : Night Melody