هستم
سر باز چشم های توام
گفتم : عشق را نتوانم گفتند: بنویس گفتم: نان ، گرسنگی پرنده ، قفس من ، بی تو گفتند:....... گفتم: هیچ اتفاقی ،اتفاقی نیست گفتند:... نه دیگر هیچ نگفتند گفتم : نوشتن عشق را نتوانم ما را به کجای زمین پرتاب می کنی...؟ در کوچه های رنگین کمان صورتت...؟ یا سه شنبه دست هایت...؟ شاید در اقاقی گیسوانت ما را به کجای زمین پر تا ب..... از همان روزی که حوا بی دلیل مرا بوسید و من عاشقش شدم از همان روزی که حوا بی دلیل مرا بوسید و من سیب را خوردم گفتم پرچم واژگون شده دلم را بر پا کند به نامت بهانه ای برای سرخی گل ها و سبزی تنها ز چشم های تو می جوشد و دلتنگی از لرزش شانه های من پیداست حضرت اردیبهشت تو... من... حالا انگار بهانه سرخی گل ها چشم های من است باز حضرت اردیبهشت فاصله تو قاصدک های هر روزه که نرسید که ندیدی مردی که از سر انگشت تو نور می گیرد و پشت باران های هر روزه رنگین کمان صورتت پیدا می شد که نرسید که ندیدم این همه...... به خاطر می آورم چه می کشد شیر در سیرک بی هوای دریدن بی هوای جنگل باران و بهار بهانه اي براي نوروزي ترين لحظه ها ستاره ها از پلك هاي تو مي گذرند بوسه ماهي ها در هر تنفس بر اشك هاي توست خسته از جاده هاي كه در انتظار من اند تمام كوچه هارا حادثه مي بينم ....... مي آيم به سمتِ ............. شب ها ابریشم می تابم صبح ها پروانه درو می کنم از چاک چاک دستهایم صبح ها جای تمام لوله باز کنی ها کار می کنم شب ها پیف پاف می شوم خواب که ندارم مثل پدر م مثل مادرم که هدیشان به دنیا لوله بافوری بود که تمام معتاد ها به آن پک می زنند و تو آن بالا نشستی تا عرق پیشانی ها بخار شود بانو سر ریز شکو فه های گونه ات بهار می شود حرفت گل می اندازد و من تعبیر خواب می خوانم حرفت تمام نمی شود آسمان بارانی ایست چتر ها سیرابندد بانو چه بهاریست خوشگلي هايت را كجا ريختي كه حالا خضاب مي كني من ابرو هاي بكرت را عاشق شدم رسته در بالا و پايين نگاهت نامرتب و در هم من گسل هاي صورتت را....... حالا ماست مالي مي كني من دلت را عاشق شدم حواسم نيست آنقدر زيبا شدي كه كسي دلت را.............. نكند دلت را..... حواسم نيست نكند دلت را...... اشک هايت را به كدامين دريا ريختی تا سيراب شود هميشه بغض عصری زمستانی سه شنبه ای ديگر و صندلی لهستانی تنها فنجان قهوه ای كه عكس تو را چاپ كرده موج را از دريا گرفته ای اشک ها يت....... هميشه بغض حرف هايت..... تو هر جا بباري من خيس می شوم فصلی زمستانی مترسک خيس صندلی لهستانی تنها
| Design By : Night Melody |


