هستم
سر باز چشم های توام
تو رو دوس دارم مثه عطر شکوفه های سیب تو رو دوس دارم عجیب تو رو دوس دارم زیاد چطور پس دلت میاد منو تنهام بذاری تو رو دوس دارم مثه لحظه خواب ستاره ها تو رو دوس دارم مثه حس غروب دوباره ها تو رو دوس دارم عجیب تو رو دوس دارم زیاد نگو پس دلت میاد منو تنهام بذاری توی آخرین وداع وقتی دورم از همه چه صبورم ای خدا دیگه وقته رفتنه تو رو می سپارم به عشق بروو با ستاره ها برو سمت سرنوشت تو رو دوس دارم مثه حس دوباره تولدتت تو رو دوس دارم وقتی می گذری همیشه از خودتت تو رو دوس دارم مثه خواب خوب بچگی بغلت می گیرمو می رم به سادگی تو و دوس دارم مثه دلتنگی های وقت سفر تو رو دوس دارم مثه حس لطیف وقت سحر مثه کودکی تو رو بغلت می گیرمو این دل غریبمو با تو می سپارم به ... من زورگوی قصه ام و تو ضعیف خوب من مرد افتضاح خداوند در زمین تو شاهکار خلقت و جنس لطیف خوب من گر چه با شکوه ولی با شکوه بد تو گر چه ناشریف ولی نا شریف خوب تو حرف های خوب ولی با زبان تلخ من شعر های تلخ ولی با زبان خوب بین من تو عشق به آلودگی گذشت گر چه کثیف بود ولی یک کثیف خوب حسن قریبی تنها تر از مسیح کسی بر صلیب بود علی رضا قزوه شیشه ها ! سنگ چیز خوبی نیست وصله ها را به من بچسبانید به شما انگ چیز خوبی نیست های ! عاشق نشو نمی دانی که دل تنگ چیز خوبی نیست کری از پیش یک سه تار گذشت گفت : آهنگ چیز خوبی نیست گفته بودی شهید یعنی چه پسرم ! جنگ چیز خوبی نیست دکتر اللهیاری کتاب عقاب قله پوشان ما دوتا گربه بودیم رو یه دیوار گلی من سیاه و مردنی تو سفید و خپلی * یادته نصف شبا می پریدیم روی بوم تو کمینمون بودن سگای تخم حروم * سگای تخم سگ و بچه های تخم جن یادته دیدنمون پشت کیسه های شن ! * باتموم خپلی ت شیطون و کلک بودی گربه ها در به درت تو محله تک بودی * یادته به گردنت گل و منگول می زدی با چشای خوشگلت همه رو گول می زدی * من می گفتم که بیا تو می گفتی که برو کنج یه مطبخ گرم یادته یه شب تو رو.....! * حالا چی خپل خانوم شنیدم عیال واری سرت انگار شلوغه یه دوجین بچه داری * شوهرت هم که می گن تپل و حسابیه کار و بارش توپ توپ گربه ی قصابیه * از تموم اون روزا یه خوبی موند یه بدی یاد اون روزا به خیر روزای مجردی * سر راهت می شینم رو یه دیوار گلی من سیاه و مردنی تو سفید و خپلی ... شعر از سعید بیابانکی وبلاگ سنگچین
| Design By : Night Melody |


