هستم
سر باز چشم های توام
رفیقانم یک به یک خنجر به دست از پیشم می روند بی انکه بدانند دوستشان دارم با من چکار می کنی حالم خوب نیست به همه دروغ می گویم نمازهایم یک در میان قصاست حالم خوب نیست استادم از من دلگیر شده راهم را گم کرده ام با من چکار می کنی......؟ به کدامین ابلیس شکایت تو را ببرم به کدامین خدا...؟ از تو به کجا پناه برم که نباشی...؟ با من چکار می کنی؟ که این دیوانه در فکر شفا نیست که هر چی هست اما بی وفا نیست حالا خودت می دانی و این دل بی کس من اگر همه مرا رها کنند می دانم که تو پای من می مانی می دانم بد کرده ام می دانم گناه کرده ام می دانم اما می خواهم به خودم برگردم حضرت معشوق با من... با من که دیوانه ی توام با من که پشیمان با من ... چکار می کنی؟
| Design By : Night Melody |

