تبليغاتX
هستم - سهم من از خدا همین روزهای شنبه است























هستم

سر باز چشم های توام

اتوبوس جلوی پایم ترمز می کند و شروع می کند به فحش دادن به من

حرف های که هیچ نسبتی با من ندارن

به رویش لبخند می زنم تا او هم به این روز من بخندد

مادرم تلفن را بسته به تلفن و می گوید:

بچه تو با این حالت رفتی زیر بارون قدم بزنی؟

نکن این کارو سرما خوردگی روت می مون ها  برای صدات خوب نیستا

و خودش خوب می دادند که اصرار هایش بی فایده است

ماشین ها از کنار پایم می گذرند

امروز دوست ندارم نه به چپ نه به راست نگاه کنم

حالم خیلی خوب است امروز

                                              باور کن!!!!

نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 14:43 توسط علی| |

Design By : Night Melody