هستم
سر باز چشم های توام
دیروز هواپیمایی سوقط کرد و مادرانی که هیچ وقت دیگر بهار را نمی بینند و من دائم تصویر مادری جلو چشمم است که ۲۵ روز انتظار جوانش را کشید تا به خانه برگردد و در آخر جنازه فرزندش را تحو یلش دادند دارم به تو فکر می کنم که هر ثانیه دلتنگ تر می شوم برای دیدنت ۵ روز است از روز تولد تو می گذرد و من می خواهم هر روز برایت ناممه ای بنویسم اما... سلام مادر این روز ها سخت است که از من دوری و من از تو دورتر دعای کن که هر روز صورت ماهت را ببینم و به سر کار بروم دلم تنگ است برای لبخندت هر چند که لبخند را از لبانت روبودند دلم...آه آه آه تنگ است
سلام
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت
14:57 توسط علی| |
| Design By : Night Melody |


