هستم
سر باز چشم های توام
و ابلیس های که در من زیسته اند دارم می شمارمشان به عددی می رسم شبیه بی نهایت سلام من هر وقت جلو چشم های تو کم می آورم سلام می کنم باز کم آوردم سلام و اینجا در روزگار بی تو من به دنیا می آیم منی که وارث نام تو هستم وهیچ شباهتی با تو ندارم دارم می شمارشان آن روز ها که من به فکر نبودم تو به فکر من نفس می کشیدی مولا ممنونم
این جا منم و روزگار بی تو
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت
23:6 توسط علی| |
| Design By : Night Melody |


