هستم
سر باز چشم های توام
مولا انگار ما تو را شنید ه ایم اما گوش نکرده ایم انگار دیده ایم تو را اما نگاه نکرده ایم مولا انگار خوانده ایم اما دل نداده ایم این دل نوشته ها از روزگار بی توست برای تو مولا اگر قرار نزدیک شویم وحضورت را در کنار خود احساس نکنیم به نوشتن چه احتیاج است مولا این ها را نوشتم تا فردا در زندگی در جای جای وجودم تو را ببینم و فقط از تو دم نزم بلکه عمل کنیم حالم خوب نیست مولا و بغض امان گلویم را بریده کاش بغض گلویم را بدرد کاش مولا حالا باید شروع کرد و مولا را دید و کنارش قدم زد و از او عمل را یاد گرفت و تو همه چیز به من آموخته ای به نام اعظمت دل می هم و من خدای را می پرسم که دائمن می بینمش
| Design By : Night Melody |


