هستم
سر باز چشم های توام
حالا تو را از یاد بردم با خاطراتت بگو هوای من چه کار می شود کرد حتی از یاد بردم تو و خاطراتت را بگو من با دلم چه کار کنم با این دلی که خانه خراب توست هر شب خواب چشم هایت را می بینم نمی دانم خودم را به غریبی میزنم یا واقعا غریبم اما خوب می دانم تو غریبان را دوست داری هوای من بی کسی دنیای دارد و برای من عادت شده من علی هستم علی کوچک تو حق با توست همیشه حق با توست اما دلم ... های دلم را... های دلم را... چه قدر زیر باران عاشقم اینجا باران می آید
بخواهم از تو بگذرم من با یادت چه کار کنم
نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت
18:42 توسط علی| |
| Design By : Night Melody |


