هستم
سر باز چشم های توام
دلم با من کنار نمی اید روزهای زیادی است دلم هوای فضای امن چشم هایت را کرده اما ... انگار گمشده ای میان گنبدی که به سمتش تعظیم می کنیم انگار دور میشوم از تو وقتی میبینم تو در دل من قصر داری و من به تکه اهنی دست می اویزم تو اینجا غریب هستی و من غریبه به کرشمه ای از سر احسان دل خوش دارد این غریبه که فقط با تو احساس اشنایی میکند میلادت مبارک که غریب بودن سر اغاز اشنائیست
میان تمام این غریبه ها با تو احساس اشنایی میکنم
نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت
18:23 توسط علی| |
| Design By : Night Melody |


