هستم
سر باز چشم های توام
من را تا کجا می بری؟ حرف هایم تکراری می شود ترانه ها و بازی کلمات "گریمون هیچ خندمون هیچ باخته و برندمون هیچ تنها آغوش تو مونده غیر از اون هیچ" و من میان دست های تو زندگانی می کنم گاهی تکرار واژه ها هم زیاد بد نیست دوباره از نو می نویسم داستانی را که تو می خواهی و می خوانی و عشق آخرین همسفر من تنها آغوش تو مونده غیر از اون هیچ
های پریشانی
نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت
21:10 توسط علی| |
| Design By : Night Melody |


