تبليغاتX
هستم - من بهشت را دوست ندارم























هستم

سر باز چشم های توام

من بهشت را دوست ندارم حتی اگه دوباره مرا به بهشت بفرستی دنبال درخت ممنوعه می گردم باز آن سیب را خواهم خورد

آنجا میان تمام نعمت ها شور و شوق و شهوت موج می زند

ولی من آنجا را دوست ندارم من تو را میان این همه سختی پیدا کردم میان گیر داد بودن و نبودن میان تمام چیز های که ندارم آنجا اشکی نمی ماند

اصلا برای چه باید گریه  کرد تو هستی و همه چیز هست

ولی اینجا گریه می کنم و تو را می فهمم

باور کن من بهشت را دوست ندارم

من در بهشت غلام بودن را ندارم

نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385ساعت 1:47 توسط علی| |

Design By : Night Melody