تبليغاتX
هستم - حا لا که آمده ایم























هستم

سر باز چشم های توام

سلام عشق قدیمی

سلام.........

حالت خوب است

پشت تمام ابر ها به یادت بودم

مه بود و من بالای کوه بودم

انجا من نبودم        تو بودی

تهران بالای همان کوه ها که به تو نزدیک تر می شوم

و مه همه جا بود من روی ابرها

قسمت این است از تجربه با تو بودن بنویسم نه عاشقانه برایت

دلم حالش خوب است

بغضم هم نمی ترکد

چشم در چشم آسمان تو رو سجده می کنیم

آن بالا گریه نکردم ترسیدم تمام برف ها آب شوند شهر را سیل ببرد

حواسم بود به دل ترک خورده ام گفته بودم نشکند

سلام عشق قدیمی سلام.....

چقدر حس قشنگیست این که جا پای شما

شبی بگذارم اگر چه می دانم

شما بزرگترید از تمام دنیای

غریب و کوچک من نه نمی شود یک بار

کمی مماس شود بال من و پر های..؟

 

نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 22:13 توسط علی| |

Design By : Night Melody