هستم
سر باز چشم های توام
دعا ندارم گلایه ندارم گریه بلد نیستم خنده هم نمی دانم تنها تو را می شناسم تو را که تمام من را تحمل می کنی تو را که می دانی چه بر سر من می اید تو را که می شنوی پس نخواه که من دوباره بگوییم نخواه که بنالم نخواه که .....
خواهش ندارم
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت
21:26 توسط علی| |
| Design By : Night Melody |


