تبليغاتX
هستم - شعری که در شب شعر برگریزان2 خوانده شد























هستم

سر باز چشم های توام

ما دوتا گربه بودیم  

رو یه دیوار گلی

من سیاه و مردنی

تو سفید و خپلی

*

یادته نصف شبا

می پریدیم روی بوم

تو کمینمون بودن

سگای تخم حروم

*

سگای تخم سگ و

بچه های تخم جن

یادته دیدنمون

پشت کیسه های شن !

*

باتموم خپلی ت

شیطون و کلک بودی

گربه ها در به درت

تو محله تک بودی

*

یادته به گردنت

گل و منگول می زدی

با چشای خوشگلت

همه رو گول می زدی

*

من می گفتم که بیا

تو می گفتی که برو

کنج یه مطبخ گرم

یادته یه شب تو رو.....!

*

حالا چی خپل خانوم

شنیدم عیال واری

سرت انگار شلوغه

یه دوجین بچه داری

*

شوهرت هم که می گن

تپل و حسابیه

کار و بارش توپ توپ

گربه ی قصابیه

*

از تموم اون روزا

یه خوبی موند یه بدی

یاد اون روزا به خیر

روزای مجردی

*

سر راهت می شینم

رو یه دیوار گلی

من سیاه و مردنی

تو سفید و خپلی ...

                             شعر از سعید بیابانکی

                            وبلاگ سنگچین

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 13:59 توسط علی| |

Design By : Night Melody