تبليغاتX
هستم - صدای تو حیرت قناری























هستم

سر باز چشم های توام

می خواهم بنویسم

سلام

مردی به افتخار تو اینجا تمام شد

سلام

صدایت حیرت قناری

و نفس تو چه شرابی دارد

نه شعر نیست......

این بار هم ستاره پرستیدند

و گوساله را دوباره پرستیدند

نه شعر نیست این ها چند واژه است که کنار هم چسباندم که بگوییم........

چه بگویم که قول داده ام هیچ نگویم

من غلام قمرم....

تو خود گفته ای هیچ مگو

حالا هیچ نخواهم گفت چون داغی بر پیشانی نهاده ای برای غیر از تو گفتن

می خواهم بنویسم

سلام

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 12:7 توسط علی| |

Design By : Night Melody