هستم
سر باز چشم های توام
انگار پنجره ای می سازد برای... برای... یادم رفت بپرسم مادر خوبند حال برادرتان... تابستان های زمستانی هوس پوشیدن کاپشن می کنم نمی دانم پنجره باز شده انگار . . . برای... دوستت دارم
سقوط واژه ها روی هم
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت
18:11 توسط علی| |
| Design By : Night Melody |

