تبليغاتX
هستم - تکراری هست ولی دوستش دارم























هستم

سر باز چشم های توام

مي دانم بايد بنوسم بايد حجم تمام اين ورق هاي كه فقط مال من است پر كنم

مي دانم بايد بنويسم شايد كسي بگذرد بخواند و بداند كه من......هستم

مي دانم

اما وقتي تو مي روي حتي كاغذ و قلم هم نمي توانند حجم دلتنگي مرا بنويسند

اما وقتي تو ميروي نمي تواند دستهايم...............نمي شود

وقتي تو ميروي نيستم پس چرا از هستم بنويسم

اولين باري كه صداي گام هايت را دوست نداشتم

وقتي بود كه مي رفتي

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384ساعت 18:46 توسط علی| |

Design By : Night Melody