هستم
سر باز چشم های توام
و صدایی که از سوز تشنگی ما را به آب دعوت می کرد مسجد دانشگاه و جوانی که مشکی بر دوش داشت و ساقی شده بود خوب نگاه کردم دیدم مشکی خالیست کمی جلوتر رفتم از او پرسیدم با مشک خالی مارا به خوردن آب دعوت می کنی؟ و او نگاهی به من کرد و گفت: مگر صدای فرزندان حسین را نمی شنوی؟ پس چگونه کسی می تواند در مجلس عذای حسین آب بنوشد؟ مگر کسی روی نوشیدن آب را دارد؟
| Design By : Night Melody |

