تبليغاتX
هستم - نوح گو تا که بیاید.....























هستم

سر باز چشم های توام

دلش به وسعت دریا بود و شاید دریا به وسعت دل او

جوان بود مثل من مثل تو اما با من و تو کلی فرق داشت

چشم هایش شبیه پیغمبر بود

اذان گفتنش از جنس اذان های بلال

شبیه علی (ع) شمشیر می زد

راه رفتنش شبیه مادر......

و مثل عمو ساقی بود

و این بار مثل همیشه اولین بود اولین کسی که از بنی هاشم به میدان رفت

روضه بلد نیستم نه دوست دارم بخوانم

تنها عاشق هستم عاشقی که ۲۰ سال است در خانه اربابی گدای می کند

واربابش به اندازه وسعت حادثه کربلا غریب است

اصلا برای ارباب زیبا ننوشتم اما او خود می داند دست هایم توانایی بهتر نوشتن ندارد

نوح گو تا که بیاید نگدر طوفان را                  به کنار لب خشک تو شده ساحل من

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 23:28 توسط علی| |

Design By : Night Melody