هستم
سر باز چشم های توام
گذاشتنش شاید زنده بماند و حالا شده است علی تو بچه ای که در کودکی تا دلت بخواهد نفسش می گرفت و تو را می ترساند بچه ای که زیاد گریه می کرد و مثل الانش شکمو اما همه لاغر حالا شده است این علی که هنوز کوچک است اما قدش بلند شده نفسش دیگر نمی گیرد یادت هست گم شده بود در خیابان بهار جوان ارمنی که مرا پیدا کرد راستی شهر بازی یادت هست هر بار که می رفتیم گم می شدم حالا کمتر گم می شم اما باز هم اگر گم شوم تو نجاتم می دهی یادت هست کباب های که ان روز یک تنه خوردم و تو بابا گرسنه خوابیدید حالا هم شکمو هستم یادت هست پایم شکسته بود بابا بیکار بود و تو با چه زحمتی کار می کردی تا من از مدرسه حتما با اژانس بیایم و سوار تاکسی نشوم یادش بخیر حالا هم هنوز کوچکم اما قد کشیده ام حالا تو بگو برای جبران همین چند زحمتی که گفتم همین چند تای کم می شود کاری کرد برای جبران؟ و.... نمی شود تو تمام معنای مهر خدای مادرم تنها تو معنای مهر خدای تنها تو
| Design By : Night Melody |


